موسیقی التیام بخش روح و روان انسان

نویسنده : Dr
موسیقی علم احساس است، علم فهم دنیای درون و از درون به برون آمدن ؛ و گاه از خود فراتر رفتن.
موسیقی میتواند انسان را به اعماق و ابعاد انسانیمان متوجه سازد ؛ به بعد غم ، خشم ، شادی ، امید و ناامیدی هدایتمان کند و در مسیر هدایت و کنترل احساسمان همیارمان باشد.

موسیقی التیام بخش روح و روان انسان


زمانی که انسان خشمگین از دردسر های روزمره به اهنگ های آرامش بخش روی می آورد در واقع خشم خود را کنترل و هدایت کرده است و زخم روح خود را التیام بخشیده است.
و اگر‌نگوییم آن حس کاذب را به طور‌کامل برطرف کرده است حد اقل آن را التیام بخش و تسکین بوده است.
معنا گرایی در موسیقی
عده ای بر موسیقی و موسیقیدانان خرده میگیرند که چرا وقت خود را صرف یک فعل بی ارزش میکنید؟
اما دانستن موسیقی و فعل موسیقی کاری بیمعنا و بیمفهوم نیست، امروزه گروه های متعدد از مذاهب و مکاتب الهی و بشری نیز موسیقی خاص خودشان را دارند، در اسلام نوعی از موسیقی پذیرفته شده است با محدوده ای از آوا ها و نت های خودش ، در مسیحیت همچنین و در مکتب طرفداران شیطان پرستی نیز نوعی است موسیقی دیگر پذیرفته شده است و به آن مشغول هستند. پس یک معنای موسیقی بار تفکری و مکتبی آن است. و مفهوم و معنای دیگری که موسیقی میتواند حمل کند بار احساسیی است که موسیقی در خود حمل میکند و به فراخور شخصت ها و سلایق متفاوت، نمود و بروز خاص خودش را خواهد داشت.
گاهی فریاد یک اعتراض است، گاهی طلبی از آرامش، و گاهی نمود یک آمال و ارزوی برباد رفته و چه بسیار از معانی که موسیقی میتواند در خود داشته باشد.
محرک درونی و بیرونی انسان
موسیقی محرک انسان نیز میتواند باشد، قتل ها و خودکشی هایی که در اثر گوش دادن به موسیقی های ترسناک و نا امید کننده بوجود می آید به تمامه بیانگر قدرت نفوذ موسیقی در لایه های فکری و تصمیم گیری انسان است.
اما اگر از نظر فیزیولوژیک بخواهیم بررسی کنیم تنها با تکیه بر بعد مادی انسان ، مارا در این امر کمک نخواهد کرد، بلکه با ترکیب بعد مادی و ماوراء الطبیعه ی انسان است که اثر عمیق موسیقی در انسان بیش از پیش نمایان میشود.
انسان از آن جهت که موجودی است چند بعدی و دو نشئه ای ( دو حیثیتی) با دو حیثیت و تمام ابعادش با امور سر و کار دارد.
و از آنجهت که بعد ماورائی او منشا و مدرک احساسات اوست، پس موسیقی رابطه مستقیمی با روح اون دارد دلیلمان هم این است که در عصب ها و مغز انسان هیچ گاه نمیابیم که عنصری به اسم خنده ، غم ، شادی، نا امیدی و … وجود داشته باشد. بلکه جسم و اعصاب تنها ابزاری هستند که برای درک احساس به وسیله ی روح کمک کننده هستند و نقش ابزاری دارند.
اما راهی که نت های موسیقی طی میکند راهی است که احساس آدمی طی میکند و روح آدمی طی میکند. روح خشمگین و دوست دارخشم به دنبال موسیقی خشمگین و یا روح خسته از خشم به دنبال موسیقی آرامش بخش است ؛ و به همین منوال است سایر احساسات آدمی که موسیقی جادوی خود را در روح طنین افکن میکند و انسان را در جهت دهی احساسش ارشاد و راهنمایی میکند.
پس از ارتباط گیری روح آدمی با موسیقی های مرتبط با هویت آدمی، این انسان به فراخور نوع موسیقی اثر پذیری میکند و از نت ها و محتوای موسیقی الهام میگیرد.
چه بسا تنها حسه تهیج برای هویت یک انسان مهم باشد، و این حس، سایر ابعاد یک اثر موسیقیایی را در او محو و به تمامه پوششی از نا پدیداری بکشد.
همان چیزی که اگر خواننده و شاعر حرفی غیر منطقی هم بزنند مخاطب آنرا پذیرا خواهد بود. اما همین حس تهیج ترغیب کننده و تشویق کننده برای افرادی است که تهیج در آنها موج میزند و چه بسا موجب شود این حس به مرز طغیان و انتهای کششِ خود برسد و انسان را آنچنان در حس غرق کند که انسان را هدایتگر شود به سمت انجام اعمال مهیج، همین راه یعنی ارتباط گیری، همسانی و هدایت گری و ایجاد شوق و ترغیب میتواند در سایر سبک ها در ارتباط با هویت ها و شخصیت های روحی و فکری انسان ها عمل کند. پس موسیقی میتواند محرک و هدایتگر احساسات و افکار باشد.
هدایت گری صحیح، التیام بخشی واقعی
اما اینکه موسیقی هدایت گر و محرک باشد دلیل بر این نمیشود که انسان را در انجام هدایتگری بدون سهم ببینیم.
انسان موجودی است مختار و مراد، و از آن جهت که میتواند اراده کند و مختار است، پس نوع هدایت گری و محرکیت موسیقی ها ، همچنین نوع و سبک موسیقی مد نظرش را خود میتواند به صورت عقلانی ، منطقی و صحیح انتخاب کند و در دام محرک ها و موسیقی های اشتباه نیافتد.
و این بستگی به این دارد که انسان تا چه حد خودسازی کرده باشد، و هستی شناسی و انسان شناسی کرده باشد (چه به تقلید از متخصصین چه به نحو متخصص شدن در این امور).تا بلکه بهترین هارا انتخاب کند.

پس مشخص میشود که آنچه میبایست موسیقی خوب و صحیح خوانده شود آن موسیقیی است که با مسیر خلقت آدمی و حقیقت وجودیه انسان و حیات پیرامونی آن تناسب داشته باشد و بتواند انسان را به بهترین نحو ممکن کمک کننده و التیام بخش باشد.
Dr ____12/06/1398
@Dr_official13

 

دانلود pdf  همین مقاله